یک وقت هایی سکوت میکنم وقت هایی که حرف هایم جایی گیر کرده اند یا لابلای نفس های بریده بریده ام یا در پس سنگینی نگاهم و یا در ژرفای صدای معمولی ام به سراغ دلنوشته هایم می روم خط به خط می خوانمشان اما هیچ کدام کلید قفل کلماتم نیستند آنوقت است که دلنوشتههایم را کناری می گذارم و چشمانم را می بندم گاهی وقت ها سرزمین کلماتم را گم میکنم و دست به دامان نقشه طبیعت درونم می شوم طبق نقشه ..میروم و میروم.... گاهی در جنگل انبوه افکار گم می شوم گاهی در کویر خشک سکوت خسته می شوم و گاهی نیز در کوهستان خواسته هام سردرگم می شوم آنوقت است که نقشه را کناری می گذارم...
ادامه مطلب