همنفس
پاييز از چشمان من شروع شد،
از برگ ريزان دلم
از نارنجیِ سكوتم
كه مشت مشت دلتنگی به آسمان می پاشيد
پاييز
نگاه خشكيده ی من بود
بر تنِ خسته ی كوچه
و عشق نافرجامی
كه داشت كم كم غروب می كرد
همنفس
پاييز از چشمان من شروع شد،
از برگ ريزان دلم
از نارنجیِ سكوتم
كه مشت مشت دلتنگی به آسمان می پاشيد
پاييز
نگاه خشكيده ی من بود
بر تنِ خسته ی كوچه
و عشق نافرجامی
كه داشت كم كم غروب می كرد
[ طراح قالب : | Theme By : ]
برچسب:
نویسنده: ایلیا امینی