زنی که پیش بند بندد...
سیب زمینی هارا سرخ کند...
زنی که دستش فقط در خانه تو بسوزد...
جای رژ لب های زده اش فقط برروی ملافه های خانه تو بیفتد...
میخواستم زن زندگی ات باشم...
زنی که لنگه گوشواره اش را درخانه تو گم کند...
و صبح های زود بوی لاک قرمزش در خواب تو بپیچد...
میخواستم زنی باشم که اکثر مریضی های عمرش صدقه سر زن بودن در خانه تو باشد...
بااینکه خسته است برایت چای دم کند...
و وقتی بلیز بی استین میپوشد... حواسش باشد که پرده های خانه ات افتاده باشند...
میخواستم سرم را باتو روی یک بالشت بگذارم و دوتایی بخزیم زیر یک پتوی مشترک....
من با تک تک سلول هایم میخواستم زن زندگی ات باشم....
برچسب: 1339,1339 n dearbo,1339 lincoln place,1339 chestnut st,13391,1339 york ave,13398,c2,1339 lamberton dr,1339 lincoln place brooklyn,1339 green court nw,
نویسنده: ایلیا امینی